« بادبادک باز | Main | »
گنده ی توخالی
از تونل های زندگی باید رد شد. هر چقدر تاریک و طولانی و ناامید کننده باشن باز هم باید رفت تا آخر. باید گذر کرد.اون نور قد سر سوزن ته تونل خیلی وقتها می تونه یه دروغ گنده باشه فقط. گاهی هم روشنایی ه و هوای تازه. ولی اگه تا تهش نری نمی تونی بفهمی اون همه وقت به چی چشم دوخته بودی. من یکی از این تونل ها رو رد کردم. خیلی سخت بود ولی تا تهش رفتم. اون نور گنده دروغی بود. چیزی نبود که فکر می کردم باید باشه. این بیرون تونل هم بگی نگی تاریک ه ولی الان دارم هوای تازه نفس می کشم. چیزی به طلوع نمونده انگار.
الان چیزی که لازم دارم یه شروع تازه است همراه با آرامش خیال. یه عالمه خنده های از ته دل و شکلات تلخ. کتاب های دوست داشتنی و گرمای پتو. هر چی که من رو تبدیل کنه به همون آدم قبلی. هر چی که غمگینم کنه یا عصبانی یا وقتم رو بگیره الکی از همین الان تعطیله.
Related Posts
دربارهی نويسنده
استفاده از مطالب این وبلاگ بدون ذکر آدرس وبلاگ جایز نیست. حتی شما دوست عزیز !
برای نامه نگاری
لینکدونی
Websites
Time Out London
Tate OnLine
Covent Garden Life
London Thearte Guide
British Museum
St Ethelburga's Centre
Design Museum
British Library
British Film Institute
دیگران
روزهایی که رفته اند
ماهانه
January 2008December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
November 2005
April 2005
January 2004
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
