December 16, 2007 4:49 PM
گاهی باورم نمی شود که چه آدم های مریضی به اینترنت دسترسی دارند. طرف از سفارت جمهوری اسلامی ایران در رم برای من کامنت گذاشته و ایمیل فرستاده و هر چه که لایق خودش و اطرافیانش بوده برای من نوشته . انگار اخیرا وظیفه ی فحاشی به وبلاگ نویس ها به وظایف کارمندان سفارت های ایران اضافه شده. حیف ِ شفا برای چنین موجوداتی واقعا.
Related Posts
دربارهی نويسنده
اینجا انسانی خودش را برای خودش در قالب واژهها تصویر میکند. این یادداشتها ادبیات و دستمایهی ویژهای نخواهند داشت. از هر دری سخنی …
استفاده از مطالب این وبلاگ بدون ذکر آدرس وبلاگ جایز نیست. حتی شما دوست عزیز !
استفاده از مطالب این وبلاگ بدون ذکر آدرس وبلاگ جایز نیست. حتی شما دوست عزیز !
برای نامه نگاری
depthblog [at] gmail [dot] com
لینکدونی
Websites
Time Out London
Tate OnLine
Covent Garden Life
London Thearte Guide
British Museum
St Ethelburga's Centre
Design Museum
British Library
British Film Institute
دیگران
درود بر گوگل ریدر
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
November 2005
April 2005
January 2004
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
روزهایی که رفته اند
ماهانه
January 2008December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
November 2005
April 2005
January 2004
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002

Comments
سلام عزیز/اینا یک مشت آدمهای بسته و کمبود دار هستن که خیلی چیزا براشون عقده شده.بی خیالشون.تو انقدر ماه و خانومی که می تونی به دیگران حق احمق و نادون بودن رو بدی.و مهم اینه که دوست و تحسین کننده زیاد داری.یکیش خودم. :-)
rokhy | December 16, 2007 5:12 PM
mozakhrafate in martike ro khundam, yeki nist behesh beghe boro aval gerammer yad beghir baad be italiaii benevis.. hala az un beghzarim yani mighi mardom hame khol shodan??? man ke intori be nazaram mirese....
midunam nazare mano nakhasti vali nazaresho pak kon sara jun...
bella | December 16, 2007 7:09 PM
ژرفا جان
این اتفاق برای آنا ماریا هم افتاد. یکی دائم اومد براش نوشت تو چرا می گی من ایتالیایی هستم. مگه کسی که ایتالیایی باشه می تونه فارسی حرف بزنه؟ بعد هم کلی مزخرف نوشت و اون قدر ادامه داد که همه رو خسته کرد.
ببین بعضی ها چقدر کم شعور هستن که داشتن پدر یا مادر غیر ایرانی رو با حرف زدن به فارسی در تعارض می بینن. حالا اگه این آدم اومده بود ادا در آورده بود و یه خط در میون ایتالیایی بلغور کرده بود، همه بیشتر باورشون می شد.
احتمالا وبلاگ هنری تو هم یا با ایرانی بودنت در تعارضه یا داری اشاعه ی بی بند و باری می کنی که آقایون سفارتی به این نتیجه رسیدن که باید ارشادت کنن.
نامه هاشون رو باز نکن. جواب هیچ نامه ای رو هم نده چون ممکنه ویروسی یا تروجانی باشه.
خودت رو هم برای این احمق ها ناراحت نکن.
بنفشه | December 16, 2007 10:24 PM
سلام گلم
من نمیدونم چی نوشته .اهمیت نده عزیزم. منم جزو خواننده های وبلاگتم از اون موقع که سیدنی بودی.
هرجور بنویسی و هر مطلبی بذاری لذت میبرم. اینجا یه فضای آزاده چه به عنوان یه نویسنده چه خواننده. اگه بخوای نمینویسی و اگه هم بخوای نمیخونی هیچ اجباری برای دوطرف نیست
موفق باشی و شاد
نوشین | December 17, 2007 5:08 AM
این دیگه شاهکار بود...ولی مطمئنی از سفارت بود؟ یعنی اینکه اینجوری نبود که یکی بیاد و خودش رو جای کارمند سفارت جا زده باشه؟ آی پی اش رو داری؟ واقعاً متاسفم که هنوز همچین چیزایی رو تو وبلاگستان میبینیم....امیر
ژرفا: بله آی پی مربوط به سفارت ایران در رم ه.
امير | December 17, 2007 6:04 AM
الان کامنتش رو خوندم...بابا ول کن! این یارو ایتالیایی بلد نیست مجبور بوده به اینالیایی فحش بده؟ خب به فارسی فحش میداد که راحت تر بود...!! یارو دیوونه و عقده ای است سارا جان...و متاسفانه هم اسم من هم هست!!!! شاد باشی؛ امیر
امير | December 17, 2007 6:09 AM
متاسفانه تعداد آدمهای بیمار روانی کلن زیاد شده. تو هم خودت رو ناراحت نکن تقصیر تو و من نیست که جامعه ی بیماری داریم.
bitaا | December 17, 2007 6:48 AM
سلام دوست عزيز - من هم يكي از خوانندگان وبلاگ شما هستم و خيلي هم دوستتون دارم با وجود اينكه نميشناسمتون. من ايتاليائي نميدونم اما دخالت كردن و فضولي انگار يه رسم عادي شده هر كسي به خودش اجازه ميده هر چيزي رو بگه -متاسفانه من در شركتي معتبري در ايران كار ميكنم هر روز شاهد اين برخورد ها هستم. نميدونم كي ميخوام خودمون اصلاح كنيم.واقعا كه ......
le vent | December 17, 2007 8:54 AM
Oooops.
Mamma mia!
che bel titolo . hahahahaha
magari . allora
tu hai tanti amici così , come se stessa . haahaha
loro dicono che sanno l'italiano. Magari! hahahaa
guarda . a me , non è mai importante cosa dici che chi io sono!
tu hai paura per confrontare la realtà . però se tu non fossi stato non sarebbe stato necessario per generalizare io con questi govermentali , allora . Chiedo una cosa ! perchè non hai potuto rifletter in un modo proprio e non dire queste buggie . ci sono altri ragazzi che dicono io non so l'italiano . allora , non è mai importante , perchè se loro avessero saputo , averebbero letto cio che ho scritto .
e tu , non hai bisogno di paura , perchè nessuno capirà cosa io ti ho detta!!! solo tu , se sai .
cmq , non ti ho detto niene così grave ,perchè non ci sono stato questi volgari che hai detto . mamma mia .
ti scrivo sempre .
amir | December 17, 2007 9:05 AM
گفتم حالا به درخواست تعدادی از دوستان یکمی هم فارسی بنویسم و شرح ما وقع رو بدم ، شاید فارسی رو دیگه این سارا خانم بفهمه !
خوب
عرضم به حضورتون من واقعا نمی تونم قبول کنم که یه ایرانی مشکلات خودش رو بخواد جمع ببنده واسه ایران و ایرانی ها . خوب اصولا این قضیه یه قضیه منطقی که بهتر آدم بگه : من کوتاهم تا بگه ما ایرانیها کوتاهیم . خوب این یه حس منفی رو در اون دسته از ایرانی هایی که کوتاه نیستند یا حتی کوتاهن ولی خوب دوست ندارن جلوی بقیه خارجی های مثا بلند تحقیر بشن .
اینجا هم همین وضعیت در جریانه . توی این چند سالی که من اومدم اینجا درس بخونم همیشه بیشتر به واسطه بقیه ایرانی هایی که احساس تحقیر می کنن ناراحت شدم تا خود این ایتالیایی ها .
سئوال من از این سارا خانم نازک نارنجی این بود ، که واقعا با سیاه نمایی کاری ازپیش نمی ره . من مردش نبودم وایسم بجنگم واسه درست کردن و صاف کردن واقعیت های تلخ جامعه ایرانی . جامعهی با فرهنگ قاجاری و نیاز های قرن معاصر . خوب اومدم اینجا . ولی همچنان خودم رو یه ایرانی می دونم و نمی خوام به هیچ ایرانیی تحت هیچ شرایطی توهین و بدگویی بشه . چه اینجا چه توی هر جای دیگه دنیا .
البته این به نظر شخص من درسته ممکن سارا خانم این رو نتونه قبول کنه و فحش و بدو بیراه قلمداد کنه . ولی واقعا اگر یه سر سوزن آدم منطق داشته باشه می تونه بفهمه که این جریان یه حس منطقی تا یه جریان تخریبی برای یه دختر کوچولو تو غربت ( البته واقعا فکر نمی کنم سارا خانم تو غربت باشه .ولی از قرائن این طوری که بر می یاد ، سارا خانم باید تو تهران باشه ....) . حالا نمیدونم شاید این حرف ها اینقدر ناراحت کننده باشه که برای رد کردن من راهی نباشه جز ینکه منو به دولتی ها بچسبونن . ولی امیدوارم که دولتی ها هم این قدر منق داشته باشن . که اگر داشتن الان وضعیت این طوری نبود ! من واقعا دلم می سوزه وقتی مبینم که چرا این اینگلیسی ها اینطوری قوین ولی ما نه! اینقدر پراکنده .
سارا خانم ! ا حرف و تهمت و سیاه نمایی و اینکه جلوی این ایتالیایی ها خودمون رو بدبخت نشون بدیم هیچ تاثیری نداره . بهتره واقع بین باشیم تا اینکه تو اوهام بسر ببریم . من به واسطهی اینکه ایرانیم به هیچ کسی اجازه تخریب ایرانی ها رو تا اونجا که بتونم نمی دم . تو ایران که خوب کاری نتونستم بکنم ولی خوب لااقل میتونم به هجویات تو در رابطه با ایران اعتراض کنم .همون طور که کردم . و همون طور که تا زمانی که من رو متقاعد نکی من باز همواست کامنت میزارم . البته می تونی پاکشون کنی ولی من کارم رو می کنم .
ولی ای کاش اونقدر با انصاف بودی که در مورد نوشته هات یه کم صادقانه برخورد می کردی و صادقانه تر می نوشتی .
می دونی ! وقتی رفتم لگو مجوره ، یه چیزی رو دیدم ، آرامش !!!! درسته ، نی خوام بگم که ما بهتریم یا اینا . ولی مسلما اینا آرومترن !
البته وضعیت اینا فرق می کنه ، چون با کجاها همساین ؟؟؟؟ سوئیس و فرانسه و آلمان و کلان کشورهای اروپایی . ما چی ؟؟؟؟؟ با عراق و افغانستان و پاکستان و ترکمنستان و یه مشت عرب سوسمار خورو و اینها !!!!!!!حقایق رو می شه گفت تا ازش الهام گرفت .
ولی از سیاه نمایی ها در رابطه با خودون نمی شه الهام گرفت . درست نمی گم؟؟؟؟؟؟حرف من اینه. حالا تو چه جوری ارزش حرف من رو کم میکنی؟؟؟؟ هیچی من و وصل می کنی به این و اون . حالا خوبه چیزای دیگه نکفتی .
امیدوارم که همه ما بتونیم اینقدر واقع بین باشیم که وقتی حرف می زنیم حرفمون بوی تنفر نده!!! چون این تنفر پدر ما ایرانی ها رو داره در میاره و داره درونمون رو می گندونه. و نمی زاره درست و بدور از تعصب و تحجر حرف بزنیم .
جواب من رو اگه بدی من ه خوشحال می شم . البته اگه اقعا بخوای چیزی رو اصلاح کنی .
موفق باشی.
نکته آخر : چرت و پرت نگو من بهت فحش ندادم!!!!!!!!!:=
amir | December 17, 2007 10:03 AM
اولا سلام جناب به اصطلاح وطن دوست.
معلوم نیست کدوم جمله به کدوم کمبودت برخورده که داری خودتو می کشی.البته برای این وبلگ می تونی سرگرمی جالبی باشی.یک پیشنهاد دوستانه بهت می کنم.حتما برو با یک روانشناس مشورت کن.بهت برنخوره.ولی این طبیعیه که وقتی ما دورنمون مشکلی داشته باشیم به عوامل بیرونی واکنش نشون می دیم.خلاصه اینکه اینقدر حسود نباش.تو هم اگه می تونی یک وبلاگ بنویس قربون صدقه خودتو وطنتو عرق ملیت برو.همیشه شعارت زنده باد باشه نه مرده باد و مرگ بر....راستی تو که داری خودتو برای اثبات ایران و ایرانی می کشی چرا ایتالیایی می نویسی؟اونم به این غلط غلوطی.اشکال نداره بزرگ می شی یادت می ره.
rokhy | December 17, 2007 1:14 PM
سارا جان. اين جناب اصلا ارزش اين حرفها را نداره كه بخواهي حتي براي ثانيه اي خودت را ناراحت كني. من ايتاليايي نمي دانم، اما از فارسيش بايد تكليف زبان ايتالي اش هم معلوم باشه. اما مهمتر اينكه اين آقا اصلا خودش هم نمي فهمه حرف حسابش چيه. من چند بار خواندم ببينم چيزي دستگيرم ميشه يا نه! اما از حرفهاي بي سر و تهش اينجور برمياد كه.
يك آدم بيمار تنها براي ابراز وجود و نمايش خودش اينكار ها را ميكنه.
بوي بارون، قهوه، سيگار | December 17, 2007 4:53 PM
می دونی آقای مصلح اجتماعی که تفاوت ماايرانی ها با به قول شما اين انگليسی ها چيه؟ مهمترينش اينه که به کار همديگه کار ندارن و هر کسی هم که به هر کس ديگه دلش می خواد انتقاد کنه آزاده و بقيه نمی خوان زودی وصله پارانويا و نارسيسم و فوبيا بهش بچسبونن که عقده دلشون خالی شه
اين اولين تفاوت
کسی که حرف میزنه رو زدوی نمی خوان خفه کنن و بکشنش که مبادا حرفی خلاف میل اونها زده باشه
شما هم خیلی کار درستی می کنی که از ایران بدی نمی کنی اما اگه شاید زن بودی و جوونی و بچگی ات مثل نویسنده این وبلاگ و من و خیلی های دیگه توی جنگ و انقلاب و بگیر و ببند حروم شده بود شاید تو هم رگ ایرانی بودن برات به اندازه انسان بودن پررنگ نبود
homa | December 18, 2007 2:16 AM
خوبه که ! یعنی میشینن وبلاگتو می خونن ، بحث می کنن سرش و بعد جواب برات می نویسن!! بهجای پرداختن به کارهای خودشون ویگردی میکنن!
ژرفا: خواننده ی عزیز شاید شما ایتالیایی ندونید و نتونید معنی کامنت های قبلی این ابله رو بفهمید ولی من اون بالا نوشتم که "فحاشی" کرده. نه ؟ احتمالا شما به فحاشی نمیگید "بحث و جوابیه" که ؟ "ف*ا*ک*ی*و" احتمالا بحث که نیست ؟ اون هم برای من که توی این وبلاگ بحث خاصی راه ننداختم.
نازنين كاظمي | December 18, 2007 7:34 AM
خودتو ناراحت نکن سارا جان. مگه تو برای همچین آدمی می نویسی که نظرش برات مهم باشه. تو برای خودته که اینجا رو راه انداختی. یه ذره هم تحویلش نگیر.
راستش وقتی اراجیفش رو خوندم اول که نفهمیدم، ولی اگه این آقا خیلی سنگ ایرانیها رو به سینه می زنه اول بهتره بره یه ذره فارسی یاد بگیره.
بعد هم بره یه ذره تمدن یاد بگیره نره اراجیفش رو هرجایی بنویسه.
ثالثا که با دیدن همچین ادمی دوباره یادم اومد که چقدر ماها خوش شانسیم که تو ایران نیستیم.
در ضمن امیر خان ایران رو دقیقا آدهایی مثل شماها هستند که می چرخونند وگرنه وضع مملکت این نبود.
شاد باش سارا جان
مسافر | December 18, 2007 10:55 AM
سارا جون
منم توی وبلاگم دارم از این انسانهای بیمار
برای من هم خیلی عجیبه کارشون
اما بی خیال
samira | December 18, 2007 10:22 PM