در واقع نه تنها دلم برای وبلاگم تنگ شده که حتی دلم برای آشپزخونه و ظرف شستن و جارو زدن و اینا هم تنگ شده. از روزی که رفتم سر کار تا حالا، له و داغون می رسم خونه و بقیه اش رو مثه یه مهمون هستم. روزای تعطیل هم اینقدر کار عقب مونده هست با این هندونه هایی که با یه دست برمی دارم که ...
فکر می کردم از ایتالیا که بیام بیرون زبان ایتالیایی فراموشم بشه ولی در اثر معاشرت با مراجعان ایتالیایی زبان که شکر ِ خدا یک کلمه هم انگلیسی بلد نیستن، پیشرفت هم کردم توی این مدت !
همه اش دارم به خودم غر می زنم که چرا وقتی مدرسه می رفتم اونقدر ابله بودم که جو من رو هم گرفته بود و از زبان عربی بدم میومد ؟! فقط بخاطر کنکور و صد زدن، نشستم درست و حسابی خوندمش و هنوزم تمام قواعدش رو یادمه ولی اگه با علاقه خونده بودم بعد از اون همه سال باید الان عربیم مثه انگلیسیم باشه، اون وقت می دونی توی یه جایی مثه لندن چقدر به دردم می خورد ؟ یکی از حماقت های من که خیلی وقته خاتمه یافته این بود که مثه یه تعدادی از هم وطنان از عربها و زبان عربی بدم میومد و به نظرم بی فرهنگ و سوسمارخور می اومدن !
Related Posts
دربارهی نويسنده
استفاده از مطالب این وبلاگ بدون ذکر آدرس وبلاگ جایز نیست. حتی شما دوست عزیز !
برای نامه نگاری
لینکدونی
Websites
Time Out London
Tate OnLine
Covent Garden Life
London Thearte Guide
British Museum
St Ethelburga's Centre
Design Museum
British Library
British Film Institute
دیگران
روزهایی که رفته اند
ماهانه
January 2008December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
November 2005
April 2005
January 2004
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002

Comments
دقیقن حرفی که در مورد عربی زدی چیزی هست که همیشه من و شوشو میگیم. البته من از عربها بدم نمیومد اما فرصت شش ساله زبان عربی یاد گرفتن رو مفت و مسلم از دست دادیم.
میدونی چقدر موقعیت کار میتونستم داشته باشم اینجا.
دلم میسوزه که هیچی رو درست بهمون یاد ندادند.
bitaا | November 14, 2007 1:55 AM
ببخشید فرصت هفت ساله.
bitaا | November 14, 2007 1:56 AM
arabi be dardetun mikhord?
ژرفا: خیلی زیاد ! :)
sun | November 14, 2007 4:00 AM
منم همیشه معتقدم آدم هر زبانی رو بلد باشه یه آدم دیگه ایه.و هر چی زبان بیشتر روابط اجتماعی بیشتر و طبیعتا تجربیات بیشتر .البته در مورد زبان عربی باهات موافق نیستم چون با توجه به تجربه زندگی تو یه مملکت عرب زبان اگه با اون عربی که ما تو مدرسه یاد گرفتیم باهاشون حرف میزدی فقط بهت می خندیدن.انقدر که کلاسیک هست.زبانی که اینا حرف میزنن یه عربی خیلی متفاوته.البته غیر از کلمه ها که خوب یکی هست ولی قواعد خیلی متفاوته.
خوش باشی خانوم و خسته نباشی از کار جدید.پس کی نوبت کانادا میشه بیایپیش خودمون.
goldooneh | November 14, 2007 4:27 AM
فکر کنم بیشتر از اینکه بحث سوسمارخوری و اینا باشه، بیشتر واسه اینکه زبونشون گوشنواز نبود خوشمون نمیومد! شایدم چون به زوط بهمون میگفتن این زبون دینمونه! شایدم چون همه معلم عربیهامون یه جوری بودن! حالا اینا رو بیخیال! جدی انریکه سینگله؟!!!:D پس آنا خانوم چی شد؟!
؟! مگه نامزد نبودن؟!
هوووووورررررراااااا
ستاره | November 14, 2007 7:33 AM
خداییش دل ملتی رو شاد کردی!!!!!! روی ماهت را میبوسیم بدین جهت!!!!!
ستاره | November 14, 2007 7:34 AM
خداییش دل ملتی رو شاد کردی!!!!!! روی ماهت را میبوسیم بدین جهت!!!!!
ستاره | November 14, 2007 7:35 AM
انزجار ما از زبان عربی از اصرار احمقانه مدرسه و نوع آموزشمون ناشی میشد با اون کتابای مضحک عربی که انگار عربها فقط قران میخونن و میرن مسجد و اینا. هرچند کتابهای انگلیسی مدرسه هم همینطوری بودند. فکر کنم تازه توی این سالهای اخیر به لطف حضور رنگارنگ خواننده های اغواگر عرب مردم کمی با زبان عربی آشتی کرده باشند.
golmaryam | November 14, 2007 7:38 AM
در مورد زبان عربی عذاب وجدان نداشته باش به همون دلیل که من مطمئنم که انگلیسی رو هم هیچ کدوممون توی مدرسه یاد نگرفتیم! کلاس های زبان کانون و شکوه و جهاد دانشگاهی علامه طباطبائی نبود من فقط بلد بودم امتحان کتبی هام رو صد بشم و به قول تو کنکور و با درصد بالا بزنم! همین جوری که ایتالیایی رو یاد گرفتی عربی رو هم می تونی سه سوت یاد بگیری. خانمهای باهوش فقط کافیه اراده کنن :)
لاویو
هما | November 14, 2007 7:38 AM
in Amouzesh o parvaresh hata natunest zabune Arabi ro ke inhame ham be eslam marbute be maa yad bede che berese be English (ke unam man tu kelas zaban yad gereftam). manam hamishe heyfa miyad ke chandin sal arabi khundim vali faghat Grammer baladim! va na mifahmim na mitunim harf bezanim.
man(roozmare negar) | November 14, 2007 10:33 AM
راست میگه هما. انگلیسی رو هم توی مدرسه یاد نگرفتیم که.
anar | November 14, 2007 5:14 PM
من كه نفهميدم چرا ايتاليايي ها انقدر ضعيفن در انگليسي! شما خبردار شدي به ما هم بگو ثواب داره! اون خستگي بعد از كار،وقتي كارتو دوست داشته باشي، آي مي چسبه :)
عربي رو هم بي خيال! تقصير خودشونه كه نماد دين شدن :D
ناتالي | November 14, 2007 5:31 PM
به نفر ميگفت هر زبان شروع يك زندگي دوباره است...
Mehdi | November 15, 2007 7:26 AM
با سلام.
وب سایت رسمی فرزاد نامی و فرهاد نامی منتظر قدم مبارکتان است.
www.fnami.org
در ضمن اگر مایل به تبادل لینک بودید حتما اطلاع دهید.
ف. نامی
ف. نامی | November 16, 2007 2:26 PM
منم دلم برای نوشته هات تنگ شده..
در مورد عربی هم فکر کنم یکی از حسرت های مادرم این بود که چرا با اینکه پدرش عربه ولی عربی بهش یاد ندادن و منم غصه ام این بود که چقدر خوب می شد که مامانم عربی بلد بود و به منم یاد می داد. ولی خب اتفاقیه که نیفتاده.
با درسهای مدرسه ی ما کسی زبان یاد نمی گیره عزیزم. عربی و انگلیسیش هم فرقی نمی کرد.
دنیا | November 16, 2007 10:19 PM
وای چه جالب! منم مدتیه شدیدا از عربی خوشم اومده و افتاده م تو خط عربی یاد گرفتن! ولی خدایی ش سخته!
زامیاد | November 17, 2007 12:08 AM
آي گفتي!
غزاله | November 17, 2007 5:19 AM
sorry to say that, but if you had wrote some negative post about Arabian language, every body would comment your post with negative ideas and experiences :D now every commenter agreed with u and wish they could speak Arabic too :))
i laugh a lotttt
ژرفا: چی بگم آخه من به تو ؟ :)))
عالیجناب منتقد | November 18, 2007 1:25 PM