اهم اخبار
- اولین مصاحبه ی کاری به خوبی و خوشی انجام شد دیروز. هر چند که زیاد هم استرس نداشتم با وجود اینکه اسم ِ شرکته خیلی دهن پر کن ه. شاید بخاطر اینه که یه کار موقت ه و برای بلند مدت روش حساب نمی کنم. بهم گفتن که خیلی از بابت رزومه و اینا تحت تاثیر قرار گرفتن و مطمئنا خبرهای خوبی خواهم شنید و اینا. ازم پرسیدن که آیا اگه پیشنهاد خوبی بهم بدن حاضرم دائم بمونم یا نه، که گفتم بستگی به پیشنهادش داره چون جاهای دیگه اپلای کردم که کارشون از 2008 شروع میشه و منتظر جواب شون هستم. حالا ببینم چه می کنن دیگه !
- گواهینامه ی بریتیش ام اومد. اینقدر خوش خوشانم شد که مجبور نشدم امتحان و اینا بدم چون ظاهرا امتحانش ساده نیست. فقط گواهینامه ی استرالیاییم رو فرستادم و یه دونه بریتیش گرفتم با ده سال اعتبار. خیلی چسبید.
- هوا داره هر روز سرد تر میشه. الان که اینجوریه زمستون قراره چی بشه آیا ؟!
- یک هفته است که دوباره حواسم رو جمع کردم به غذا خوردن و ورزش کردن. احساس خیلی خوبی دارم. هر وقت که به این دو مورد توجه نمی کنم تمام مدت عذاب وجدان دارم.
- فراز گلهای بالکن رو سپرده دست من و من هم ظاهرا گند زدم چون دارن خشک میشن. چند روز پیش نگاه کردم دیدم آفت های ریز و سیاه زدن. نمی دونم چیکارشون کنم.
Related Posts
دربارهی نويسنده
استفاده از مطالب این وبلاگ بدون ذکر آدرس وبلاگ جایز نیست. حتی شما دوست عزیز !
برای نامه نگاری
لینکدونی
Websites
Time Out London
Tate OnLine
Covent Garden Life
London Thearte Guide
British Museum
St Ethelburga's Centre
Design Museum
British Library
British Film Institute
دیگران
روزهایی که رفته اند
ماهانه
January 2008December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
November 2005
April 2005
January 2004
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002

Comments
- اولن تبریکات فراوان
- بعدش هم بازم تبریکات بسیار
- خیلی مواظب خودت باش که سرما نخوری حداقل
- موفق باشی
- در مورد گل و گیاه هم چیزی نمی دونم.
دنیا | October 23, 2007 5:48 PM
خدا رو شکر که مصاحبه خوب بوده.
گواهینامه هم خیلی خیلی مبارک باشه. اصلاً کلاً همه چیز مبارک باشه دوستم.
برای گلدونها و اون شته ها زودی برو سم بخر که میزنن همه گلهاتو خشک میکنن. بری یه گلخونه ای جایی که وسایل باغبونی میفروشن سم مخصوصش رو بهت میدن, بجنب تا همشون نمردن
المیرا | October 24, 2007 4:39 AM
بابا رزومه! كار درست :p
خيلي وقتا آدم با يه كار خوب روحيه ميگيره، اعتماد به نفس پيدا ميكنه. تبريك...!
Mehdi | October 24, 2007 4:57 AM
خیلی خوشحالم بخاطر تمام موفقیتهات امیدوارم همیشه شاد و سالم و فعال باشی.
از خوندن وبلاگت که نشون دهنده شخصیت جالبته لذت میبرم.
موفق باشی
nooshin | October 24, 2007 6:38 AM
چه هیجان انگیز بود برام خوندن قسمت اول.موفق باشی
من پسر عمم با دست فرمون عالی که تو ایران داشت و کلی کلاس رانندگی که لندن رفت اما نتونست گواهی مامش رو اونجا بگیره.همیشه می گه که خیلی سخته
من که از گل و گیاه سر در نمیارم
سارا جون پس تو هم اومدی تو گروهمون.خیلی خوشحالم
سمیرا | October 24, 2007 7:30 AM
زیاد به حرف اینا دلخوش نکن سارا من هم ماه پیش رفتم مصاحبه یه شرکت نفتی فرانسوی کلی هم نشون می دادن که ازم خوششون اومده اما آخرش برای کار دعوتم نکردن. این سیاستشونه که نشون بدن ازت خوششون میاد.
مهرداد | October 24, 2007 11:19 AM
Khanoomi salam,
Khyli vaghte weblogetoon ro mikhoonam amma ta hala comment nazashte boodam.hafte pish ke neveshte boodin iraniaye inja chizi be ham nemigan delam gereft.rast migin.
Manam golam hamnijoori shode boodan male rotoobate, albate man balkon nadram amma jashon ro avaz kardam.age mitoonid bigzarineshoon be samti ke asra aftab miofte.
Sarmaye hava ham ye kami az in sardtar mishe,garmo sard mishe.Abri ke beshe az sarmaye hava kam mishe.
rasti nemidoonam tooye september khabar dashtin ya na ke London Open house bood.15-16 sep har sal sakhtemoonaye moheme London darashoon ro baz mikonan mitooneid berin tooshon ro bebinid.(Lloyds of London and The Gherkin).inshlah sale dige.
Movafagh bashid
Nahid | October 24, 2007 11:33 AM
سارا جون تبريك ميگم. خيلي خوش شانسي كه مرحله كاريت داره به خوبي پيش ميره. البته نه فقط خوش شانس كه به خاطر كارنامه و پيشينه كاريت و رزومه خوبي كه نوشتي، بوده. گواهينامه هم شانس آوردي. چون دوندگي واسه اين كارها تو غربت، آدمو بيچاره ميكنه.
راستش كلي حسوديم شد.
ژرفا: راستش من به شانس زیاد اعتقاد ندارم. عوض کردن گواهینامه ساده بود چون قبلا دردسرش رو کشیده بودم برای استرالیاییش. حسودی برای چی آخه ؟ :) امیدوارم کارهای تو هم سریع و راحت پیش بره :)
بوي بارون، قهوه، سيگار | October 24, 2007 5:33 PM