« | Main | به کجا بیاویزم لاانگشتی های خود را »

این رمی ِ راتاتویی شدیدا من را یاد یک نفر می انداخت. مشکل اینجاست که هنوز به نتیجه نرسیده ام که آن یک نفر کیست. به هر حال این موشه خیلی دوست داشتنی و تو دل برو است و من دلم می خواهد یک دونه از این "لیتل شف" ها داشتم. فسقلی چهار دست و پا راه نمی رود که دست هایش کثیف نشود چون از طرفی آشغال هم نمی خورد و دوست دارد غذاهای خوب را با دست های تمیز بخورد. پیکسار یک انیمیشن خلق کرده خداااااا. بروید ببینید ملت. مقایسه اش کنید مثلا با کارتون سیندرلا و موش هایش و ببینید تکنولوژی چه کرده. یادتان باشد تیتراژ پایانی را هم تا آخرش ببینید. بدم میاید از این آدم هایی که تا جمله ی آخر گفته می شود از جایشان بلند می شوند و می روند ! بابا جان کلی برای تیتراژ پایانی و موسیقی اش زحمت کشیده شده. بروید ببینید و حسرت بخورید که دست پختتان مثل این موشه نیست.
Related Posts
دربارهی نويسنده
استفاده از مطالب این وبلاگ بدون ذکر آدرس وبلاگ جایز نیست. حتی شما دوست عزیز !
برای نامه نگاری
لینکدونی
Websites
Time Out London
Tate OnLine
Covent Garden Life
London Thearte Guide
British Museum
St Ethelburga's Centre
Design Museum
British Library
British Film Institute
دیگران
روزهایی که رفته اند
ماهانه
January 2008December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
November 2005
April 2005
January 2004
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002

Comments
درست نيست آدم آتيش به آتيش كامنت بذاره، ولي شعر قبلي خيلي خوب بود، خيلي.
Osmosis | October 13, 2007 4:01 AM
من هم کلی با این کارتون کیف کردم. بی نظیره.
حاجی واشنگتن | October 13, 2007 4:55 AM
کامنتهایی که خانم فرناز سانسور کرد لطفا در کنار سایر کامنتهایی که در وبلاگ ایشان گذاشتم شما قضاوت کنید آیا دلیلی برای سانسور وجود داشت؟
...
( متن را پاک کردم چون به اینجا مربوط نبود ) ژرفا
ژرفا: خانم فاطمه من نمی دانم کدام فرناز را می گویید یا جریان این کامنت ها اصلا چیست. به گمانم متوجه هستید که این نوشته ها هیچ ربطی به وبلاگ من ندارند. زحمت بکشید دعوا و کامنت هایش را ببرید همانجایی که شروع شده.
فاطمه | October 13, 2007 12:35 PM
من که عاشق این فیلم شدم
مخصوصن اون قسمتی که سوپ درست می کنه.خیلی خوشگله.البته فیلمی که من دیدم از روی پرده بود.و کیفیت واقعی دی وی دی رو نداشت.اما خیلی عالی بود
سمیرا | October 13, 2007 12:35 PM
1.منم موافقم, این رمی خیلیییییی بامزه و دوست داشتنیه.
2. اینجا تو کامنت دونیت چه خبره ؟
3. تو چجوری پینگ میکنی راستی ؟
ژرفا: والا من هم الان رسیدم ! :) نمی دونم کامنت مربوط به یه نفر دیگه توی کامنت دونی من چیکار می کنه. یحتمل خط رو خط افتاده !! :)))
من مثه همیشه پینگ می کنم. ظاهرا نظر لطف خداوند بلاگرولینگ شامل حال من شده و بعضی وقتها میرم بالای لیست و بعضی وقتها هم نمیرم. هنوز سر درنیاوردم که این بلاگرولینگ دقیقا چشه :)
FarNice | October 13, 2007 12:49 PM
منم این فیلم کارتونی رو 2 هفته پیش بالاخره دیدم. خیلی ناز بود. آدم تو ابتکار این کمپانی های فیلم سازی میمونه که چجوری از موش که کثیف ترین و خطرناک ترین دشمن آشپزخونه است یع همچین موجود دوست داشتنی خلق میکنن و اونم آشپز ماهر
مریم | October 14, 2007 5:39 AM
چقدر جالبه خلق يك اثر كارتوني و انيميشني! اصلا خلقت هر چيزي كاري است كه كار هر كسي نيست، يك قطعه موسيقي، شعر يا هر چيزي. تازه اسم گذاشتنش هم خيلي جالبه مثلا روي اين موش اسم بذاره...
Mehdi | October 14, 2007 6:41 AM
من عاشق این موشه شدم...چی کار کنم!!!
کفشدوزک | October 14, 2007 12:31 PM