« | Main | Table Chair »
Tower of London

امروز بعد از یک هفته خانه نشینی به علت سرماخوردگی کشنده ! در معیت همسر گرامی، یک خانم وبلاگ نویس و یک خانمی که وبلاگ نمی نویسد ولی وبلاگ نویس ها را دوست دارد رفتیم به تماشای برج لندن یا همان Tower of London. این برج که یک کاخ سلطنتی و محل رسمی زندگی ملکه انگلستان است در مرکز لندن و در کنار رودخانه ی تیمز قرار گرفته. البته ملکه در کاخ باکینگهام زندگی می کند و اینجا اسما محل زندگی اش است. به نظرم برج لندن مخوف تر از آن است که بشود واقعا در آن زندگی کرد. حالا عرض می کنم چرا. این بنا که در سال 1078 میلادی و به دستور ویلیام فاتح ساخته شد - تقریبا هزار سال عمر دارد و هنوز سر ِ پاست - یک ساختمان چند منظوره است که کاربری قلعه ی نظامی، کاخ سلطنتی، خزانه، زندان، شکنجه گاه، محل اعدام، انبار اسلحه و باغ وحش! را داشته است. اینجا همان برج معروفی ست که زندانیان مشهور و والامقام را به آنجا حواله می کردند بعد هم سرشان را از تن شان جدا می کردند. کسانی مثل ملکه الیزابت اول، سر توماس مور، دیوید دوم پادشاه اسکاتلند، ژان دوم پادشاه فرانسه، هنری ششم پادشاه انگلستان، شارل دو والوا دوک ِ اورلئان، ملکه آن و تعداد زیادی از ملکه های انگلستان که شوهران ِ کاتولیک شان راه دیگری برای خلاص شدن از دست شان نداشتند.
این بنا جمعا شامل بیست برج است که هر کدامشان به یک نام معروف هستند مثلا یکی شان "برج ِ خونین" نام دارد. از سال 1303 میلادی تا امروز و بعد از آنکه تمام جواهرات سلطنتی انگلستان از کلیسای وست مینیستر "تقریبا" ربوده شد، اینجا محل نگهداری از این گنجینه شده. اگر دوست داشتید الماس کوه نور را که روی تاج ملکه ی مادر نصب شده ببینید، یک سری به برج لندن بزنید.
می گویند این قصر تسخیر شده ترین بنای انگلیس است توسط ارواح. مثلا روح ملکه آن که در سال 1536 سرش را از تنش جدا کردند در حال قدم زدن در محوطه دیده شده در حالیکه سرش را زده بوده زیر بغلش !


از در ِ اصلی مجموعه که وارد می شوید این آقایان را می بینید در حال شیرین زبانی و خوشمزه بازی. اینها راهنماهای برج لندن هستند که همراه خانواده های شان در همین برج زندگی می کنند و شب ها ساعت ده در ِ قلعه به روی شان بسته و قفل می شود و کلیدش به مسئول قلعه تحویل داده می شود تا فردا صبح ! خود این آقا تعریف کرد که برای پذیرفته شدن به عنوان راهنما و نگهبان برج باید حداقل 22 سال برای نیروهای نظامی سلطنتی انگلستان خدمت کرده باشید و کاملا مورد اعتماد دستگاه سلطنت باشید تا قبول تان کنند. البته به شوخی یا نمی دانم جدی می گفت از نیروی دریایی کسی را قبول نمی کنیم چون بهشان اعتماد نداریم ! به این افراد می گویند Beefeaters که هم مسئول امنیت قلعه هستند و هم به عنوان راهنما و جاذبه توریستی فعالیت می کنند. هر شب هم "مراسم کلید" را اجرا و درها را قفل می کنند.


داخل محوطه که می شوید این آقایان و خانمها را می بینید که لباس های تاریخی پوشیده اند و با توریست ها گپ می زنند و عکس می گیرند. گاهی وقتها هم برای تعریف کردن داستان های مرتبط با برج لندن یک جور تئاتر در محوطه اجرا می کنند. ما ایستاده بودیم و حرف می زدیم که ناگهان این خانمی که در عکس بالا می بینید یک جیغ بنفش کشید که من فکر کردم خودش را از آن بالا پرت کرد پایین. حالا نگو داشتند داستان دزدیده شدن جواهرات سلطنتی را روایت می کردند و مردم را از این طرف به آن طرف می کشیدند دنبال خودشان.

مراسم تعویض گارد سلطنتی را هم همانجا دیدیم که انصافا خیلی خنده دار بود. عین آدم چوبی راه می رفتند !

این جناب کلاغ را هم که می بینید با فک و فامیل و رفقایش ساکن برج لندن هستند. در افسانه ها آمده که هر وقت این پرنده های سیاه برج را برای همیشه ترک کنند، سلطنت هم در انگلستان ور می افتد. خانم ِ تور گایدی که مال این اتوبوس های قرمز جهانگردی بود و این را تعریف می کرد می گفت شنیده ام پاهایشان را بسته اند به زمین قلعه که فرار نکنند. والا ما که ندیدیم پاهایشان را بسته باشند ولی با این دو چشم خودمان دیدیم از این وسایل ردیابی و شناسایی ِ مخصوص پرندگان بسته بودند به یک پای هر کدامشان.
Related Posts
دربارهی نويسنده
استفاده از مطالب این وبلاگ بدون ذکر آدرس وبلاگ جایز نیست. حتی شما دوست عزیز !
برای نامه نگاری
لینکدونی
Websites
Time Out London
Tate OnLine
Covent Garden Life
London Thearte Guide
British Museum
St Ethelburga's Centre
Design Museum
British Library
British Film Institute
دیگران
روزهایی که رفته اند
ماهانه
January 2008December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
November 2005
April 2005
January 2004
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002

Comments
salam,
man dar Landan hamash Sanjaab medidam, shoma kalagh didid, ajib ast in landan ba har chashme ba hazar rang jilva bedihad.
khosh begzarad
samarqandi | September 30, 2007 10:20 PM
وای خیلی جالب بود. من خیلی دوست دارم اون مراسم تعویض گارد سلطنتی رو ببینم. گویا کلی برای خودشون مراسم دارن.
شاد باشید
مسافر | October 1, 2007 12:08 AM
جالب بود . ممنون .
خلوت ليلا | October 1, 2007 3:00 AM
خيلي جالب بود ، خيلي زياد ! قبل از خواندن مطلب وقتي اون عكس اول رو ديدم گفتم عجب باعظمت است. قسمت خيلي جالبه قضيه همون لباسهاي محلي و روايت داستانهاي تاريخي است ، مرسي ...
Mehdi | October 1, 2007 7:05 AM
سلام
دوست عزیز من همیشه مطالبت رو پیگیری میکنم و لذت میبرم. همیشه یه جور تنوع تو نوشته هات هست. این پست آخرت هم اطلاعات تاریخی خوبی به ما داد و ممنون.
مریم | October 1, 2007 7:24 AM
cheghadr in englisiha khorafatian.. bichareh kalaghha!!
ژرفا: یعنی می خوای بگی از ایتالیایی ها خرافاتی تر هستن بلا جون ؟ :)) بعید می دونم !
bella | October 1, 2007 8:27 AM
واقعن این بنا هزار ساله که پابرجاست؟
خیلیه ها
از لباسهای نگهبانهای برج خیلی خوشم اومد
کلن انگلیسیها آدمهای خرافاتی هستن؟
ژرفا: من ندیدم و نشنیدم که کلا انگلیسی ها رو خرافاتی بدونن. شاید باشن به هر حال. اصولا ایتالیایی ها معروف هستن به خرافاتی بودن بین اروپایی ها.
سمیرا | October 1, 2007 9:29 AM