« Elephant Bottle Opener | Main | خ ... ت ... ط ... »
September 3, 2007 3:20 PM
.
نوشتم و پاک کردم. یادم رفته بود که این صفحه خیلی وقته جای درد دل ها و غر غر ها و دروی وری گفتن هام نیست. اون وقتی که می زنی همه رو دیلیت می کنی، لحظه ی خیلی تلخی ه. انگار داری فحش می کشی به جد و آباد محترم خودت !
Related Posts
دربارهی نويسنده
اینجا انسانی خودش را برای خودش در قالب واژهها تصویر میکند. این یادداشتها ادبیات و دستمایهی ویژهای نخواهند داشت. از هر دری سخنی …
استفاده از مطالب این وبلاگ بدون ذکر آدرس وبلاگ جایز نیست. حتی شما دوست عزیز !
استفاده از مطالب این وبلاگ بدون ذکر آدرس وبلاگ جایز نیست. حتی شما دوست عزیز !
برای نامه نگاری
depthblog [at] gmail [dot] com
لینکدونی
Websites
Time Out London
Tate OnLine
Covent Garden Life
London Thearte Guide
British Museum
St Ethelburga's Centre
Design Museum
British Library
British Film Institute
دیگران
درود بر گوگل ریدر
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
November 2005
April 2005
January 2004
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
روزهایی که رفته اند
ماهانه
January 2008December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
November 2005
April 2005
January 2004
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002

Comments
نميتونست به اين تلخي نباشه؟! :(
Natalie | September 3, 2007 4:49 PM
ديليت كردنو نميگم ها!
Anonymous | September 3, 2007 4:51 PM
ولی اگه می گفتی ما گوش می کردیم ها !
آلوچه خانوم | September 3, 2007 5:56 PM
به عنوان یه فارغ التحصیل طراحی صنعتی(هرچند که دیگه تغییر مسیر دادم) و یه علاقمند همیشگی به طراحی از خوندن پستهای حرفه ایت همیشه لذت بردم. با همه اعتقادی که به فضای حرفه ای دارم و می تونم حس کنم این جا مدتی است برات از یه فضای شخصی تغیر معنی داده اما کاش که گاهی (فقط گاه های مثل این بار که دلت می خواد غری یا دردی یا حرفی را تقسیم کنی) به اینجا به عنوان فضای نیمه شخصی-نیمه حرفه ای نگاه کنی. شاد باشی
دخترک بارانی | September 3, 2007 7:25 PM
چرا جای درد و دل کردن نیست؟؟؟اگه آدم تو این صفحه مجازی هم نتونه بنویسه که میترکه؟
ستاره | September 3, 2007 8:38 PM
اون موقع که خواستی دیلیتشون کنی یه کپی پیست کن و بفرست برای یه دوست. شاید من. شاید من هم همین کار رو بکنم به سر همه اون درفتی ها و دیلیت شده ها. اونوقت حال هردومون بهتر میشه.
bitaا | September 4, 2007 2:19 AM
be nazare man ke inja az hame ja behtare!!vase inke mokhatebet azade,na to ba tahmil harfet o mizani(age nakhad khob nemikhoone)na un be zoor javabeto mide!!mohemtar inkebi gharaz ham hast.hmogheye nasihat narahatit o rabt nemide be hezar chize dige.aslan khode goftanesh mohemtar az hame chize!
leily | September 4, 2007 5:11 AM
آخه اين چه قانونيه كه گذاشتي ؟بابا جان ما دائما" داريم چيزهاي خيلي خوشگل اينجا ميبينيم.حالا يه وقتهايي اگه درد دل نكني اونوقت به خودت و دنيات شك ميكنيم ها.آدميزاده ديگه...
بنفشه خاتون | September 4, 2007 7:23 AM
اصلا بهت نمیاد آدمی باشی که بخاطر بقیه کاری رو که میخوای انجام ندی.
چرا باید چیزی رو که دلت میخواسته بگی پاک کنی؟ اصلا چرا شیوه نوشتنت رو عوض کردی؟ بخاطر تعداد خیلی محدودی آدم بی ظرفیت و حسود؟ فکر میکنم خواننده های با فهم وبلاگت خیلی تعدادشون از اون اقلیت بیشتر باشه و فکر کنم اونقدر درک داشته باشند که بتونی باهاشون درددل کنی و به قول خودت غر بزنی.
اون اقلیت هم مشکل خودشونه میتونن اینجا رو نخونن و یا میتونن در حسودی خودشون بسوزن. حالا تو اینقدر سخت نگیر تو رو خدا. خیلی دوست دارم به اون روزهای توی سیدنی برگردی(نوشتنت رو میگم)
موفق باشی
نگین | September 4, 2007 9:53 AM