« Hug Salt & Pepper | Main | Ensemble Crémiers coulage n°2 et n°4 »
Nido


بچه که بودیم هر روز با بالش و پتو، زیر میز ناهارخوری یا بین دو درخت حیاط خانه ی پدربزرگ یا کنج اتاق، خانه می ساختیم برای داستان ها و بازی های خیالی مان. اتاقی می خواستیم مال خود ِ خودمان. اتاقی که آدم بزرگ ها و نگرانی ها و عقل و منطق شان در آن جا نمی شدند. Javier Mariscal این خانه را که Nido نام دارد برای بچه های امروز طراحی کرده و Magis تولیدش کرده. Nido همبازی، رفیق و گوش شنوایی ست برای کودک. فضایی برای فکر کردن یا سفرهای خیالی اش. یک غار ِ تنهایی مال ِ خود ِ خودش.
از پلی اتیلن ساخته شده و قسمت ِ داخلی ِ کف اش شبیه چمن است. دیواره های داخلی اش نقش های کنده کاری شده ای شبیه به نقوش ِ داخل غارهای اولیه و گرافیتی های شهرهای مدرن را بر خود دارند.
سیدنی که بودم در شرکتی کار می کردم که محصولات برتر ِ دنیای طراحی صنعتی را از همه جای دنیا وارد می کردند و می فروختند. این Nido را گذاشته بودیم پشت ویترین ورودی ِ یکی از شعبه های فروشگاه که در مرکز خرید پر رفت و آمدی قرار داشت. بدون استثناء هر بچه ای که از جلوی فروشگاه رد میشد و چشمش به این موجود غار مانند می افتاد سری به داخل مغازه می زد و چند دقیقه ای می رفت داخل ِ غار ِ تنهایی ! معمولا مادرها برای بیرون کشیدن بچه دچار مشکل میشدند :)
پ.ن: یک پروژه امروز تمام شد. آن یکی هم که تمام بشود من یک نفسی می کشم.
Related Posts
دربارهی نويسنده
استفاده از مطالب این وبلاگ بدون ذکر آدرس وبلاگ جایز نیست. حتی شما دوست عزیز !
برای نامه نگاری
لینکدونی
Websites
Time Out London
Tate OnLine
Covent Garden Life
London Thearte Guide
British Museum
St Ethelburga's Centre
Design Museum
British Library
British Film Institute
دیگران
روزهایی که رفته اند
ماهانه
January 2008December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
November 2005
April 2005
January 2004
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002

Comments
این چهارشنبه تولد یه بچه سه ساله است. من اینو گوگل کردم که شاید بخرم براش...هزار و دویست دلاره! چرا انقدر گرونه؟
ژرفا: انار جان بخاطر طرحش و موادی که برای ساختش به کار رفته و تعداد محدود این محصول. از همه مهم تر اینکه شرکت تولید کننده اش اصولا قیمت های بالایی برای محصولاتش میذاره چون گروه هدفش یک قشر خاصی از گروه درآمدی جامعه هستن.
anar | June 26, 2007 8:45 PM
دقيقا" يادم مياد كه هر جايي كه مي شد يه چادري از اين ور به اونورش كشيد ما اين كار رو ميكرديم و قايم ميشديم و مامان بازي ميكرديم...يادم نمي ياد واقعا" چند ساعت زير ميز نهار خوري ميمونديم و بازي ميكرديم...
بنفشه خاتون | June 27, 2007 7:02 AM
donyaye tarahi donyaye zibayee.hich vaght toro be khatere tarke reshteye ghablit va dobare konkoor dadan yadam nemire
kheili khoobe ke adam alayeghesh ro zood beshnase
man lezat mibaram az baz kardane webloget
samira | June 27, 2007 1:50 PM
خیلی هیجان انگیزه..
دنیا | June 27, 2007 3:03 PM
دلم خواست الان بچه بودم و یک غار تنهایی این شکلی داشتم :)
شانه بسر | June 28, 2007 7:42 AM