« | Main | 01-Milan Design Week 2007 »
خاطرات/آن لاین
از مزایای وبلاگستان فارسی برای منی که دور از ایران و خانواده ام و فضای اجتماعی شون هستم اینه که از اتفاقات و داستان ها و موج های مختلف تقریبا همزمان با خودشون مطلع میشم. این فرصت استثنایی رو ایرانی هایی که مثلا سی یا بیست سال قبل مهاجرت کردن، نداشتن.چون یه سری اطلاعات رو نمیشه از طریق رادیو و روزنامه و تلویزیون و صحبت های پای تلفن بدست آورد. باید باشی و ببینی یا توی دفتر خاطرات مردم یا لابلای صحبت های روزمره شون شکارشون کنی. مثلا اینکه "آیس پک" چیه و پرطرفدار شده یا مجری "شب شیشه ای" اون هفته ای به مریلا زارعی چی گفت. چه مدل مانتویی مد شده یا پسرها خط ریش شون چه شکلی ه. چه بیلبوردهایی در سطح شهر دیده میشه یا کدوم اتوبان به تازگی افتتاح شده. این جزئیات ممکنه به نظر شمایی که ساکن تهران هستین بی اهمیت و پیش افتاده به نظر برسه ولی برای منی که توی اون شهر بزرگ شدم و اونجا قسمتی از شخصیت من رو ساخته، برای منی که خانوده ام توی اون شهر زندگی می کنن ولی خودم از خودش و فضای هر روزه اش دورم، بسیار با ارزش هستن. از طریق جمع آوری این خرده تغییرات اجتماعی و شهری ه که من می تونم خودم رو کمتر "دور" احساس کنم و بیشتر "در جریان". به همین شکل ه که وقتی با دو برادر جوانم حرف می زنم کمتر احساس "غریبگی" می کنم، حس نمی کنم که ازشون دور شدم و بعد مسافت رفاقت مون رو کمرنگ کرده. نمیشه تاثیر محیط اطراف بر رفتار و دید آدم ها رو انکار کرد. با دونستن این مسائل من حس می کنم هنوز اون محیط رو می شناسم و می فهمم. این بار که در تهران بودم بیشتر از دو بار قبل این "نزدیکی به محیط" رو حس کردم و دوستش داشتم. پدیده هایی مثل وبلاگ و یوتیوب باعث شدن "فضای حرکتی" ما بی نهایت رشد کنه. طوری که من بتونم خیلی ساده بین دو محیط کاملا متفاوت و دور از هم - تهران و میلان یا تهران و سیدنی - در حرکت باشم. دوست دارم در این مورد بیشتر بنویسم، شاید یه وقت دیگه که فرصت بیشتری داشته باشم.
Related Posts
دربارهی نويسنده
استفاده از مطالب این وبلاگ بدون ذکر آدرس وبلاگ جایز نیست. حتی شما دوست عزیز !
برای نامه نگاری
لینکدونی
Websites
Time Out London
Tate OnLine
Covent Garden Life
London Thearte Guide
British Museum
St Ethelburga's Centre
Design Museum
British Library
British Film Institute
دیگران
روزهایی که رفته اند
ماهانه
January 2008December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
November 2005
April 2005
January 2004
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002

Comments
دقیقن برای من هم همین کاربرد رو داشته. جدن احساس دور بودن نکردم این دفعه.
bitaا | June 4, 2007 3:05 AM
eeeeeeeeeee zharfa jan nakone dobare mikhay bargardi sydney?
milan khoob nabood?
simin | June 4, 2007 8:22 AM
daghighan!
man(roozmare negar) | June 4, 2007 9:27 AM
پس چه خوب که از این امکانت استفاده کردی.راستی کتاب چی خریدی از تهران؟
سميرا | June 4, 2007 12:18 PM
GOOD LUCK
ALL THE BEST.
Anonymous | June 4, 2007 5:57 PM
you're absolutely right!
sally | June 4, 2007 8:20 PM
you're absolutely right!
sally | June 4, 2007 8:20 PM
خوشحالم که وبلاگستان به دردت خورد
ستاره | June 5, 2007 10:33 AM
این تاثیر (توی مقیاس کوچیکتر) دو طرفه هستش. ما هم که توی ایرانیم از همین نوشته های وبلاگی کلی با زندگی اونور آب اشنا میشیم و دنیای جدید رو (بازم با مقیاس کوچیکتر) کشف میکنیم، از زاویه نگاه شماها به اونور دنیا.
MED | June 5, 2007 10:15 PM
ما هم همیشه با خودمان فکر می کنیم اگر روزگاری مجبور شدیم بیاییم آن ور آب زندگی کنیم، تها چیزی که ارتباط آن لاین مان را با این ور حفظ خواهد کرد، همین وبلاگستان است. فارسی خواندن و فارسی نوشتن. به نسل بعدی مان هم توصیه می کنیم ش
Sir Hermes Marana | June 6, 2007 12:34 AM
;)
ناتالی | June 6, 2007 1:51 PM
ولی باز خود محيط چيزه ديگس...
pedram | June 6, 2007 4:43 PM