قالب ها
ما آدم ها عادت داریم که همیشه چند تا قالب حاضر و آماده دم دست داشته باشیم تا هر کی رو دیدیم بچپونیمش توی یکیش. چند تا از قالب های معروف اینا هستن : دختر خوب - مادر نمونه - مرد خانواده - مرد موفق - زن روشنفکر - مرد روشنفکر - زن کوته فکر - مرد کوته فکر - دانشجوی خوب - پزشک وظیفه شناس - مهندس کاردان - بچه ی خوب - دانش آموز ساعی - زن خانه دار - وبلاگ نویس آداب دان ! - زن فمینیست - همسر نمونه - عروس خوب - داماد خوب - پدر خوب ...
قالب های دیگه ای هم هستن که شخصی ترن . مثلا قالب آقای خاتمی - پاریس هیلتون - سیمون دوبوار - چه گوارا - پاپ - مدونا - جنیفر لوپز - مادر ترزا - آنجلینا جولی - سارا - مریم - علی - سعید - لیلا ...
معمولا تعداد قالب هایی که برای زنان درست می کنن بیشتر هستن و تعاریف شون خشک تر و محدود تر.
دوستان و دشمنان و اطرافیان و بستگان مون ما رو به دلخواه خودشون - و فقط به دلخواه خودشون - و بر اساس زاویه ی دید خودشون ما رو توی یکی از این قالب ها قرار میدن. چهارچوب این قالب ها توسط اونها تعریف شده ٬ نه من و شما. در نتیجه اگر روزی و روزگاری شما حرفی بزنید یا کاری انجام بدید که از نظر این افراد ٬ خارج از محدوده ی قالب شما باشه ٬ اول متهم میشید به دروغ گویی و دو رنگی و بعد می خوان که با زور هم که شده شما رو برگردونن توی همون قالب قبلی. چون نمی خوان قبول کنن که تعریف هاشون و قالب هاشون ایراد داشته و تنها بر اساس افکار و برداشت های خودشون بوده نه آنچه که "واقعیت" شماست.
این چند روزه چند تا مصاحبه ی جالب دیدم . یکیش مصاحبه با مدونا بود. خانم خبرنگاری که داشت با مدونا مصاحبه می کرد ٬ تمام مدت سعی داشت بهش القا کنه که از قالب "مدونا" خارج شده یا در قالب "مادر نمونه" جا نمی گیره ٬ یا قالب "همسر خوب" اصلا بهش نمیاد. مثلا بهش گفت که " تو همیشه می گفتی که هیچوقت عذرخواهی نمی کنی و حالا داری میگی که اولین شرط یک ازدواج موفق اینه که طرفین یاد بگیرن عذرخواهی کنن. تو عوض شدی مدونا ؟ " یا " تو چطور دخترت رو با خودت می بری سر صحنه های کنسرت هات ؟ اون درباره ات چی فکر می کنه ؟ با اون لباس هایی که تو می پوشی ؟ " یا " چرا بچه هات حق ندارن تلویزیون ببینن ؟ مگه تو مادر سنتی ای هستی ؟" ... در پاسخ تمام این سوالات٬ مدونا بهش جواب میداد که "خوب من هم تغییر می کنم. من هم یاد می گیرم. اگه از نظر شما تعریف سنتی بودن اینه ٬ پس من سنتی ام و ... "
مصاحبه ی بعدی با هیلاری کلینتون بود . آقای خبرنگار ازش پرسید که " چرا بعد از اثبات خیانت بیل ٬ ازش جدا نشدی ؟ مگه تو فعال حقوق زنان نبودی ؟ مگه تو یه زن مستقل نیستی ؟ مگه تو ... " هیلاری جواب داد : " چرا. دقیقا. من همیشه می گفتم و میگم که زنان باید حق انتخاب داشته باشن. من هم حق انتخاب داشتم و به دلایل شخصی انتخاب کردم که با همسر خیانتکارم ٬ به زندگی مشترک ادامه بدم و ببخشمش. نمی دونم اسمش رو میذارین محافظه کاری یا سنتی بودن یا ضعیف بودن یا ... . مسئله اینه که من از حق انتخابم استفاده کردم و فکر می کنم که کار درستی کردم. "
در فیلم Monalisa Smile ٬ خانم معلمی که جولیا رابرتز نقشش رو بازی می کنه ٬ یه سری از قالب های رایج اجتماع اون روزگار رو شکسته. در دانشگاه تحصیل کرده ٬ ازدواج نکرده و هر از چندی یه دوست پسر داره ٬ اتاقش مرتب و منظم نیست و از تمیزی برق نمیزنه و ... . انتخاب کرده که اینطوری زندگی کنه و راضی ه و به قضاوت دیگران اهمیت نمیده. اما یه قالب دیگه ساخته . دخترای دانشجوش رو تشویق می کنه که توی قالب "همسر نمونه+ مادر نمونه+ زن خانه دار" نرن و چون می خوان زنان "باهوش و موفقی" باشن٬ از حق "انتخاب شون" استفاده کنن و برن توی قالب " زن مجرد باهوش دانشگاه رفته" . وقتی یکی از دانشجوهاش بهش میگه که "انتخاب کرده " که ازدواج کنه و مادر و همسر خوبی باشه و انتخاب کرده که ادامه تحصیل نده و از این انتخابش راضیه ٬ خانم معلم می فهمه که اون هم یه قالب ساخته بوده برای دانشجوهاش و برای همه ی زنهایی که می شناسه و اون چیزی رو که اصل ه ٬ یعنی "انتخاب"٬ رو فراموش کرده. که اون چیزی که باید باهاش جنگید ٬ ازدواج کردن دخترها یا خانه دار شدن شون نیست ٬ با "حق انتخاب نداشتن" و "الگوهای یک بعدی برای زنان " ه که باید مبارزه کرد.
همه ی ما از این قالب ها داریم. برای خودمون ٬ برای همسر و بچه هامون ٬ برای پدر و مادر و خواهر برادرمون ٬ برای دوستامون و دشمنامون ٬ قالب درست می کنیم. قالب های مثبت و منفی. انتظار داریم همه و همه شکل قالب های ذهنی ما بشن و وقتی نمیشن٬ ناراحت یا سرخورده یا نا امید یا عصبانی یا غصه دار یا ... میشیم و فکر ی کنیم که اون "آدم" رو درست نشناخته بودیم.
اگه هر روز صبح که از خواب بیدار میشیم ٬ نخواهیم خودمون رو به زور بچپونیم توی یکی از قالب های رایج مثل "فمینیست" ٬ "روشنفکر" ٬ "سنت گرا" ٬ "همه چیز دان" ٬ "آدم موفق" ٬ "بهترین" ٬ "بی نقص ترین" ٬ "نمونه" ٬ "مهربان ترین" ٬ "بدبخت ترین" ٬ "بدشانس ترین" ٬... زندگی مون خیلی لذت بخش تر میشه.
به جای پوشیدن قالب های حاضر و آماده ٬ "انتخاب" کنید و برای دیگران هم این حق "انتخاب" رو قائل باشید.
اول از همه با خودم بودم ٬ بعد هم با شمایی که دارین این متن رو می خونین .
Related Posts
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://www.depthlog.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/149
