« رسید مژده که آمد بهار و ... | Main | Cool Hunters »
حول حالنا ...
ده روزی میشد که حال خوبی نداشتم. بغضی توی گلوم گیر کرده بود که نه میشد قورتش داد و نه با گریه میشد از شرش خلاص شد. بغضی از سر دلتنگی. دلتنگی برای پدر و مادر و برادرهام . دلتنگی برای جنب و جوش شب عید. دلتنگی برای خاطرات خوش کودکی از نوروز. دلتنگی برای خاطراتی که ندارم ٬ مثل رقص و آواز حاجی فیروزهای خیابون پهلوی یا ولیعصر یا هرچی. دلم تنگ شهری بود که دیگه نمی تونم تحملش کنم. دلم تنگ تهران بود وقتی که زیبا بود و تمیز و بدون دود و ترافیک٬ با آدمایی که ارث پدرهاشون رو از همدیگه طلب ندارن. وقتی می دونم چنین شهری دیگه وجود خارجی نداره٬ اون بغض لعنتی هم چاره نداره. ده روزی بود دست و دلم به هیچ کاری نمی رفت. هیچ. یه عالم درس تلنبار شده داشتم اما از صبح تا شب هیچ کاری نمی کردم جز قورت دادن اون بغض وامونده. سفره هفت سین رو چیدیم به آداب تمام. برام مهمه. فکر می کنم سالی که سفره ی هفت سین نداشته باشه سال خوبی نمیشه. صبح ساعت کوک کردیم و بیدار شدیم برای تحویل سال٬ با اینکه تلویزیونی نداشتیم که اون آهنگ مخصوص تحویل سال رو پخش کنه. فال حافظ گرفتیم و سال نو رو به هم تبریک گفتیم. بعد یک ساعت تموم نشستیم پای تلفن بلکه بتونیم با خانواده هامون حرف بزنیم. هنوز ناشی ایم دیگه. نمی دونستیم بعد از تحویل سال امکان نداره بشه ایران رو گرفت. با همون بغض رفتم دوباره یه دو ساعتی خوابیدم. وقتی بیدار شدم بغض خودش رفته بود. تا عصر باز هم نتونستیم ایران رو بگیریم. رفتیم سر کلاس و اومدیم بیرون ٬ دیدم مامانم زنگ زده بهم و پیغام گذاشته. بالاخره تونستیم دو کلمه تبریک عید بگیم. بالاخره سال نو شد. من حالم بهتره. از فردا باید بولدوزر وار درس بخونم که عقب نمونم از کلاس هام. هوا از امروز یهو سرد شده. انگار بهار و پاییز با هم رسیدن به نیمکره ی شمالی و جنوبی. مامان از تنهایی شون میگه. از اینکه عیدشون٬ مزه ی عید نمیده. من از هوای خوب اینجا میگم و از کلاس هام و عکس های پای سفره که براش فرستادم. ولی سفره هفت سین رو باید چید. به آداب تمام. همه چی باید زیبا و آراسته باشه. وقت سال تحویل باید مرتب و تمیز و خندان باشی. پدربزرگم همیشه میگه٬ وقت سال تحویل هر کاری بکنی و هر طور که باشی٬ تا آخر سال به همون کار مشغولی.
Related Posts
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://www.depthlog.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/191
