« رفتن | Main | وقتی خودت قیچی به دست می گیری ... »
خوشبختم
من خوشبختم . من خوشبختم و نمی فهمم چرا نبايد اين خوشبختی را هرجا که خواستم بنويسم . من خوشبختم ونمی فهمم چرا ديگران فقط زمانی نوشته های من را دوست دارند که غم و بدبختی ازشان چکه می کند . من خوشبختم که اهميتی به اين ديگران نمی دهم وهمچنان دوست دارم فرياد بزنم که خوشبختم . من خوشبختم و برايم قابل درک نيست که چرا دوستانم- می گويند دوستانم هستند- از ديدن بودن هميشگی من و يارم باهم احساس خوبی ندارند و می گويند :<< چرا طوری رفتار می کنيد انگار مدتها از هم دور بوده ايد ؟>> . من شادم ونمی دانم چرا دوستانم از شادی من - که هيچ آسيبی به شادی شان نمی زند - غمگين و گاهی هم عصبانی می شوند .آنکه خوشبخت است شادی اش را نهان می کند مبادا چشم بيمار حسودان خوشبختی اش را آشفته کند.
انگار در اين شهر هرچه از شادی و خوشبختی داری بايد در پستوی خانه نهان کنی مبادا ...
من خـوشــبـــخـــتـــم .خدا را شکر.
Related Posts
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://www.depthlog.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/416
