« برای روز میلاد | Main | چای زعفران »
بدرود و درود
نوشتن يه خوره است . يه مرض ه . يعنی راستش واسه من که اينجوريه . از زمانی که نی نی گولو بودم می نوشتم . از همون موقع که درس انشاء اومد توی برنامه کلاس . سوم دبستان بود ؟ يادم نيست . به هر حال ... از شبکه هم اين تایپ کردن لامصب و اين کامپيوتر کوفتی اومد توی زندگيم . آقاجان به کی بگم که ديگه نمی تونم روی کاغذ بنويسم ؟ می بينی يه عالمه فکر توی کله ام وول می خوره بعد تا خودکار دستم می گيرم انگار يهو همه چی هنگ می کنه ! همه اش يادم ميره . وبلاگ هم بد متاعی ه . جنسش خوبه آقا خوووووووووووووب . آدم معتاد ميشه . خوبی هم زياد داره .ايراد هم داره . يکيش اينه که دوستات می خوننش . اين تنها ايرادش ه . به هر حال همه ی اينا رو نوشتم که بگم باز قراره اينجا بنويسم . البته نه ديگه از روزمره ها . گاهی اگه اين مغز معيوب چيزی تراوش کرد که ميشد بهش بگی يه تيکه آشغال قابل خوندن ٬ ميذارمش اينجا . بقيه اش هم که توی اديتور شخصی با همون قفل و کليدهای دفتر خاطرات های زمان بچگی هام .
خلاصه ٬ سلام .
Related Posts
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://www.depthlog.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/523
