« سالی که داره میاد | Main | خونه »
من اومدم
ای بــــــــادها بوزیــــــــــــــــــد ! ای قليان های پر دود ٬ بســــــــــــوزيد ! اي گـــــــــــربه ها ٬ جوجه ها را رها کنيد قليان را بچسبيـــــــــــــد ! شما ای جوجه گان ٬ گربه گان غیرآشنا را رها مکنیـــــــد ! و شما ای گربه ها اعم از خفن و پخمه و خشن و خنگ و اشرافی و خاکستری و ... از خوردن جوجه های نشسته بپرهیزیـــــد که عذاب دنیا و آخرت ٬ روز صدهزار سال ٬ مار غاشیه و سرماخوردگی از عواقب خوردنش می باشد . و بدانید و آگاه باشید که اگر گرما و سرما بر دین و ایمان و پوشش تان تاثیری بگذارد تا ابد سوژه ی گربه ها و جوجه ها می شوید . پس از عوض کردن لباستان به شدت بپرهیزید . از دیگر بر باد دهنده گان ایمان ٬ بازی های توام با لهو و لعب می باشد . لعنت خدا بر هر که دست در سوراخ همسایه کند و لعنت خدا بر آن کسی که نان و کباب و بیار و ببر بازی کند که خداوند او را در قعر جهنم با جنیفر لوپز محشور می گرداند . یا ایها الگربه گان و الجوجه گان ٬ از خوابیدن ۱۶ نفره در یک آلاچیق به شعاع ۳ متر بپرهیزید که خداوند هیــــچ عذابی را بدتر و کشنده تر از آن قرار نداده . بدانید و آگاه باشید که دربان های جهنم در هیئت گربه ها بر شما ظاهر خواهند شد و لگدهایی است که از اطراف دریافت می کنید و صداهای گوشخراشی است که بند بند وجودتان را از هم خواهد گسست . نه پتویی به شما خواهد رسید و نه قلیانی . یا ایها الکیشیون ٬ نکشــــــــــــید این قلیان ها را نکشـــــــید که بر اگر کشیدید بر شما باد لعنت خدا و بنده ی صالحش حشمت که از مومنین درگاه الهی و از رندان روزگار است که هنوز از خواب و شیوه ی زندگانی شما در عجب می باشد ...
بله . اين بخشی از رساله ای بود که من در مدت تعطيلات عيد مشغول نوشتنش بودم . اگه طلبه بوديد بگيد براتون رايت کنم ! :)
همونطور که مشاهده می فرماييد من بالاخره برگشتم . البته به شدت سرما خوردم - خوردن هر نوع جوجه يا گربه ی نشسته از همین تریبون به شدت تکذيب می شود - اصلا هم دلم نمی خواست برگردم . دوستان عزيز مانده در تهران شاکی نشين ها ! زنگ نزنين فحش بدين ها ! خوب اينقدر بهم خوش گذشت که ترجيح ميدادم همونجا رسوب کنم و شما بیاین کیش ! بله ٬ استارت بسيار بسيار خوبی بود . اميدوار می باشيم که تا آخر سال هم همينجوری - دقيقا همينجوری ها !! - بگذره . بعد از يه سال افتضاح ٬ چنين تعطيلاتی واقعا لازم بود .کلی آروم و ریلکس شده می باشم و آماده شروع دوباره ی خرکاری و خرخونی می باشم و ديگر اعصاب باقالی نمی باشم - چشم شيطون کر ! - و برای دوستان همسفر و همراه به شدت دلتنگ می باشم و آماده پذيرش هر نوع بهانه برای جيم زدن به کيش می باشم و از همين تريبون قربان صدقه ی آبجی مانده در کيشم رفته می باشم .
با تشکر از کلیه همکاران عزيز و مساوی - اعم از جوجه و گربه - که بعضياشون مساوی تر هستن ;)
و همچنین با تشکر ویژه از دست اندرکاران کشت و تولید قلیان به مدیریت شخص شخیص آقا حشمت ٬ هادیز ٬ لنچ ٬ پردیس ۲ ٬ KDS , SeaMan , زمین های فوتبال و والیبال ٬ سماور پدرام ٬دوربین و رعد و برق های آقای مربی ٬ جمعیت اصفهانی های مقیم کیش و مرکز ٬ ورق ها و پتوها و آلاچیق های حافظیه ٬ و کلیه عزیزانی که ما را در این سفر همراهی کردند ٬ فقط اگه دفعه ی دیگه گربه اش رو بیشتر کنین بهتر میشه P:
Related Posts
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://www.depthlog.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/570
