« به طرف دهکده بعدی | Main | راز »
March 8, 2003 2:25 PM
صدایت
صدايت
وقتی رويا می زند به بیراهه ٬
هق هق آن خستگی دوری ست ٬
که بارها
زندگی اش کرده ام .
صدايت را دوست دارم ٬
غمش را هم ٬
خستگی کهنه ی پنهانش را نه .
لحظه ای درنگ کن مرد ٬
شانه هایم
و دستی به نوازش ٬
مرهم صدایت .
سارا
شنبه ی اواخر همين سال سرد
Related Posts
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://www.depthlog.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/588
