« دچار یعنی ... | Main | من اومدم »
سالی که داره میاد
يه ماهی قرمز خريدم امروز .
من هميشه از خريد واسه هفت سين خوشم ميومده و از هديه دادنش ... امروز رفتم دنبال مخلفات سفره ...
کاش امسال سال صلح باشه ٬ که ظاهرا نيست .
کاش امسال سال آرامش باشه ٬ که انگار نيست .
کاش امسال سال آزادی باشه ٬ که انگار نيست .
کاش همه ی اين انگار ها ٬ غلط باشن .
سال ۸۱ ٬ سال خوبی برای من نبود . کاش برای شما بوده باشه . به قول شاملو :
سال بد
سال باد
سال اشک
سال شک
سال روزهای دراز و استقامت کم
سالی که غرور گدايی کرد .
سال درد
سال عزا
من عشق ام را در سال بد يافتم
که می گويد (( مايوس نباش )) ؟
من اميدم را در ياس يافتم
مهتابم را در شب
عشق ام را در سال بد يافتم
و هنگامی که داشتم خاکستر می شدم
گر گرفتم .
زندگی با من کينه داشت
من به زندگی لبخند زدم
خاک با من دشمن بود
من بر خاک خفتم ٬
چرا که زندگی سياهی نيست
چرا که خاک ٬ خوب است
...
ماهی داره واسه خودش تو تنگ شيشه ای آبيش می چرخه . ياد آدم هايی افتادم که توی يه حلقه به اسم عراق گير افتادن و هی دور خودشون می چرخن که فرار کنن . از مرگ ... از مرگ فرار کنن ... از مرگ ... ۴ ميليون عراقی توی اين جنگ کشته ميشن و ۸ ميليون زخمی يا بيمار از بمب های ميکروبی ... بزرگترين کشتار تاريخ ... درک نمی کنم ... عيد ٬ عيد نيست ... ماهی بچرخ ... بچرخ ...
Related Posts
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://www.depthlog.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/573
