لیلا
تو با منی اما من از خودم دورم ...
تو با منی اما من از خودم دورم ...
...
این اسمش صبر نیست لیلا . گاهی آدم کرخ میشه . اینقدر دست و پا زدی ٬ اینقدر سعی کردی خلاف جریان آب شنا کنی ٬ که دیگه کرخ شدی ... خودتو می سپری به آب ... هرجا بردت ساحل همونجاست ... پسندی آنچه را جانان پسندد ... ولی جانان مثه همه ی مردای این عالم ٬ جا زد ... فیلم هم برات بازی کرد ٬ که سختشه ٬ که نمی خواد ٬ آره اولش نمی خواست ولی بعد ... کدوم مردی بدش میاد ؟ ... بعد هم ... گفت خودخواهی ٬ سنگدلی ٬ بی رحمی ٬ ... گفت هنوز اتفاقی نیفتاده ٬ که شب که تو رفتی اونم زده بیرون ... آره ٬ اتفاق از نظر مردا فقط یکی بیشتر نیست ...یکی بیشتر نیست ... کدوم مردی کاری رو که کردی می کنه ؟ اگه مشکل از طرف اون بود ...
دلم می خواست برنمی گشتی هیچوقت ... ولی نمی دونم اگه خودم جای تو بودم چه می کردم . یه مرد دیگه ؟ نه ... همه مثه هم . باز شاید اونی که دوسش داشتی و یه بار هم خودشو نشونت داده تمام و کمال ... و ... می دونم ٬ اینو می فهمم ٬ بوی باران ٬ بوی سبزه ٬ بوی خاک ... بوی باران ٬ بوی باران ٬ باران ٬ ...
Related Posts
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://www.depthlog.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/631
