« تنبور | Main | هم آغوشى »
کارا
دريا و برف و بارون . يکی از اين سه تا که باشه من ديگه خودم نيستم . يعنی خودمم . در بهترين حالت . وقتی بارون بياد هرکاری دارم بايد تعطيل بشه . می زنم بيرون شهر يا کوه .
يادته پارسال رو ؟ کلاس طراحی ... بارون که گرفت من ذغال رو گذاشتم زمين و رفتم توی بالکن . خيييس شده بودم . گفتم من ديگه نمی تونم کار کنم . می خوام برم بالا . شماها کار کنين . استاد کف کرده بود . يادته ؟ من و تو و داريوش و محمد و سورنا رفتيم کوه . سورنا هم نی رو با خودش آورد و بالابان . عجب روزی بود . کلاس تعطيل .... کارا و مه و بارون و برگهای قرمز و نارنجی و صدای بالابان که پيچيده بود تو کوه .
برف مياد . حيف نيست توی اين هوا نريم درکه ؟ حيف نيست ؟ يادته ؟ رفتيم بالا اون روز که برف ميومد ؟ قليونی کشيديم ها . تا عمق پوستمون خيس شده بود ...آتيش توی قوطی حلبی و ...
حيف نيست ؟ همش بدويم از اين وربه اون ور ؟ بيخيال پروژه . بيا بزنيم بريم کارا . من امسال کارا نرفتم .
Related Posts
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://www.depthlog.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/618
