« زندگی | Main | عشقی جنون آسا »
December 1, 2002 6:13 AM
هیچ هست
به پشت سرت نگاه نکن . هيچ نيست . نيست .
هست . نمی بينی ؟ هيچهست . پوچ است و هيچ . تداوم روزهای خندان و گريان ام .
برو . مستقیم . زن لوط سنگ شد . فقط افق دور دور دور عکس دریاچه ی چشمت .
پس همین ؟ همیشه می روم . همیشه می روم و می گذارم و می بخشم و می روم . توشه و اندیشه ای ؟ عشقی ؟ حصاری ؟ کلبه ای ؟
برو . هيچ . پوچ . هيچ .
می روم . تا درياچه ی سپيد نمک . روزهايی گذشت بی آبتنی ای به دل .
سنگ می شوی .
می روم . همه که پوچ . پس همه هيچ . می روم .
سارا
Related Posts
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://www.depthlog.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/759
