« عشقی جنون آسا | Main | دود و نفس »
اون موسیقی لعنتی
اصلا .... اصلا باورم نميشه يه قطعه موسيقی تا اين حد روی اعصابم تاثير بذاره .
داشتم وسائل رو جمع می کردم که اون نوار رو پیدا کردم . یادم نبود که همون .... گذاشتمش و دوباره شروع کردم به کار که ...................... خشکم زد . به معنای واقعی کلمه فلج شدم . برگشتم به اون شب . اون شب سرد زمستونی . انگار که جسمم توی تونل زمان برگشته باشه به اون شب فراموش نشدنی . فکر نمی کنم تا آخر عمرم حتی يک ثانيه اش رو فراموش کنم . و اين موسيقی .... ولی برام غيرقابل تحمل بود . وقتی که تو ديگه نيستی . خيلی وقته نيستی . انگار سالهاست که رفتی ٬ ديگه نمی تونم تحملش کنم . حتی نمی تونستم اين ۲ متر رو برم جلو و خاموشش کنم . فلج شده بودم
Related Posts
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://www.depthlog.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/756
