December 19, 2002 7:21 AM
برف می بارد
پشت شيشه برف می بارد
پشت شيشه برف می بارد
در سکوت سينه ام دستی
دانه ی اندوه می کارد
...
فروغ
دلم می خواست وقتی می پرسی بگم خوب خوب خوبم ! مثه اون روزايی که واقعا خوبم .
دلم می خواست برف رو که می بينم ته دلم خوشحالی ها بال بال بزنن .
دلم می خواست همه ی چيزای خوبی که دور و برم هست خوشحالم کنن .
دلم می خواست از همه چی لذت ببرم . حتی از غصه ها . همون طور که وقتی خوبم لذت می برم .
دلم می خواست ....... دلم هيچی نمی خواست . آرامش می خواست .
Related Posts
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://www.depthlog.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/728
