« گفته بودم ... | Main | شب مه »
رقص چتر
به چترها فکر می کردم که خوابم برد ٬
همه ی چترهای زمین ٬
اختراع عبث و عبوس ذهنی مربع .
شاید
مردی انگلیسی
که خط اتوی شلوارش را
باران
یا شاید هم برف
کمی
نمدار می کرده .
به چترها فکر می کردم که خواب دیدم ٬
دستگاه پانچی بودم
در حال سوراخ کردن ٬
و همه ی چترهای زمین
که صف کشیده بودند
و مرد انگلیسی
که از پنجره ی خانه ی خیلی مرتبش
من را نشانه گرفته بود .
به چترها فکر می کردم که از خواب پریدم ٬
باران ٬
برف٬
یخ٬
سنگ می بارید .
همه ی لباس هایم را پانچ کردم
و عریان
به حیاط دویدم .
در جشن آزادی چترهای پانچ شده
تا صبح
با همه شان
به نوبت
والس رقصیدم .
و با آخرین نفر
مرد انگلیسی ٬
با تنی سوراخ سوراخ ٬
رقص سرخپوستی ٬
رقص باران .
سارا
Related Posts
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://www.depthlog.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/725
