« شکنجه مضاعف | Main | ملکوت »
کلاه قرمزی
يعنی چی ؟!
آقاجان محدوديت ٬ محدوديت ه ديگه ! هرکس خودش رو يکجور محدود می کنه . يکی با ادب و نزاکت بيش از حد ٬ يکی با شلختگی ای که فکر می کنه براش امتياز ه . يکی با مذهب زندگيش رو تبديل می کنه به يه دايره بسته . يکی با بی اعتقادی به همه چيز ٬ که فکر می کنه محدوديت نيست ولی در واقع هست چون ذهنش رو عمدا به روی هر تغيير احتمالی بسته. یکی خودش رو با کارکردن بیش از حد از بقیه قسمت های زندگی محروم میکنه - که محدودیت با محرومیت یکیه - اون یکی هم از زنده بودن فقط خوشی و تفريح رو فهميده ٬ مغزش رو آکبند نگه داشته . حالا ممکنه هر کس در يه برهه ای زمان مجبور بشه سخت کار کنه ولی خوب به نظرم در همون مقطع هم می تونه يه کمی تفريح داشته باشه يا شايد همون کاری که انجام ميده براش تفريح به حساب مياد . و در هر دو صورت مقطعی ه نه هميشگی .
بعضیها هم که همه ی زندگيشون درس ه که اصلا از نظر من از دور خارج ان ! يه تعداد آدم يک بعدی . شايد از هيچی به اندازه آدم های يک بعدی گريزان نباشم ! طرف خدای درس های فلان رشته است ها ولی مثلا اگه باهاش درباره ی فيلم حرف بزنی مثل مبهوت ها نگات می کنه يا چنان نظرياتی ميده که .... کاش فقط نگاه می کرد ! اين که ديگه خيلی بد محدوديتی ه ! قابل توجه بچه های پزشکی و شريف ٬ که از اين نمونه ها بينشون زياد رويت شده . مراقب خودتون و بغل دستيتون باشيد .
يه محدوديت ديگه هست که من بــــــــــــــــــد ازش بدم مياد ! در واقع کهير مي زنم ! اونم اينه که يه عده ای به واسطه ادعاهايی که دارن - بجا يا نابجا - خودشون رو تافته جدابافته بدونن ٬ بعد خودشون رو هم جو بگيره فکر کنن جدا خبری ه ٬ اونوقت ديگه مجبور بشن توی يه چهارچوب خودخواسته زندگی کنن ! می دونين مثل کی ها ؟! مثلا هنرمندها و مثلا روشنفکر ها ! می گم مثلا ٬ چون به اعتقاد من يه هنرمند يا روشنفکر واقعی ٬ تفاوتش با مردم عادی اينقدر سطحی و رو نيست که در برخورد اول توی چشم بزنه يا در برخوردهای بعدی هی بخواد به ديگران تزريق بکنه که من متفاوت هستم !
چون خودم رشته هنری می خونم و بنا بر گردش روزگار يه مدت با آدم های آخر ادعای اين شکلی نشست و برخاست داشتم ٬ زياد از اين مدل آدم ها ديدم و می بينم . اولين مشخصه ی اين موجودات - اون دسته ی پر مدعاشون البته - نحوه ی لباس پوشيدنشون ه که حتما بايد يجور عجيبی باشه و خلاصه مشخص باشه ! قبول که هر کسی ممکنه يه عادت يا سليقه ی خاصی برای ظاهرش داشته باشه ولی وقتی افراطی ميشه يا ديگه آش خيلی شور ميشه بفهمين طرف مثلا هنرمند يا مثلا انتلکچوال ه ! مشخصه ی ديگه شون اينه که دماغشون خيلی سربالاست - با عمل يا بی عمل - اينقدر همه ی آدم ها رو از اون بالا بالاها نگاه می کنن که بعضی وقتها می خوای بهشون بگی بپا نيفتی پايين ! و مشخصه ی سوم سليقه ی خاص در خوراک فرهنگی ه و سلوک اجتماعی ه . اين ديگه آآآآآآآآآآآآخر محدوديت ه . يه خط قرمز که خودشون برای خودشون می کشن و ديگه روشون هم نميشه بيان بيرون !
تا حالا با اين مدلشون رفتين مهمونی ؟ وااااااای ! اگه بلند شی برقصی انگار گناه کبيره مرتکب شدی ! << ههههههه ! سارا ؟! تو ميرقصی ؟! با اين آهنگ های سبک و جلف ؟! تو که ديروز با موسيقی کيتارو و Era و لورا مکنت رقص های هنرمندانه تمرين می کردی !! >> بابااااا ! هر سخن جايی و هر نکته مکانی دارد ! آخه آدم تو مهمونی که نمی تونه با کيتارو بره تو حس و ... بايد با آهنگ دامبولی برقصی و بگی و بخندی و خوش باشی .
يا مثلا نشستی داری پاورچين می بينی تلفن زنگ می زنه << چيکار می کردی ؟؟ هيچی ! پاورچين ديده بيدم ! هههههههه !!! تو ؟! از تو بعيده !! تو با اين سطح از فرهنگ !! ( اين جمله منو کشته ) فکر کردم داری سينما چيست ؟ آندره بازن رو می خونی ! يا ديگه حداقل يکی از فيلم های پاراجانف رو می بينی! >> يا مثلا لابد حالا که من فيلم های تارکوفسکی رو دوست دارم ٬ از برگمان و کیشلوفسکی دوسم میاد ٬ کوبریک رو خیلی عاشق دارم ٬ دیگه نباید برم کلاه قرمزی و سروناز رو ببینم ! هان ؟! اگه یکی از همون جماعت من رو دو در سینما ببینه حتما سکته می کنه :)) دقت کنید گفتم دم در ! چون اینا هیچوقت توی اون سینما نمیان ! حتی اگه تا حد مرگ دلشون بخواد کلاه قرمزی ببینن . گفتم که محدودیت خودخواسته ای که دیگه یا جو می گیرتشون تا ابد توش دست و پا می زنن یا دیگه روشون نمیشه اون پوسته رو پاره کنن . خودشون رو محدود می کنن به تجربیات یکنواخت و انتخاب شده و بدون تنوع . هرچیزی متعادلش خوبه . اون تفاوت باید در دید یه هنرمند باشه و اثرش خیلی عمیق تر از این حرفا باشه ! بخصوص این جوجه هنرمند ها ...
همه ی اینا رو گفتم که بگم می خوام پفک بخرم برم کلاه قرمزی و سروناز ببینم . خداییش دلم برای کلاه قرمزی تنگ شده . یادتون میاد یه مدت همه مثه این بچه تخس مهربون حرف میزدن ؟ شنیدم سروناز هم بـــــــــــد دلبر ه :))
Related Posts
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://www.depthlog.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/712
