« کلاه قرمزی | Main | سکوت ! »
ملکوت
دیروز ملکوت از بهرام صادقی رو خوندم . داستان موضوع خیلی جالبی داشت . سبک نوشتن روان . همه چیز درست . فقط نمی دونم چرا هنوز هم سنگر و قمقمه های خالی اش رو بیشتر دوست دارم .
و خوب یه بار دیگه دوره ی خانه روشنان گلشیری . نمی دونم چرا هر چند وقت یکبار این داستان رو دوره می کنم . شاید یجورایی خرافاتی به نظر برسه ولی حس می کنم یه چیزی ٬ یه معمایی ٬ یه سوالی توی زندگی من هست که جوابش توی این کتاب ه . هر بار که می خونمش حسم با دفعه قبلش متفاوت ه . یه بار گیج میشم . یه بار سبک . یه بار خالی از هر برداشتی . یه بار فول آف انرژی . اگر نخوندينش حتما بخونين . بهترين داستان ۳۰-۴۰ صفحه ای ( نمی دونم ميشه بهش گفت داستان کوتاه ؟ ) هست که تا حالا خوندم . اول اين و بعد آئورا کارلوس فوئنتس .
Related Posts
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://www.depthlog.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/711
